قرآن، دوران جاهلیت ثانی و عصر توبه بشریت رسیده

 

دیدی آن نعثل (کچل) را که سیاهی وجودش را زیر فلاشر های خبرنگاران پنهان کرده بود؟ او آتش می گرفت و عکاسان تصویر برگه های سوخته ی قرآن را نشان دادن!

امید داشتم قیامت برپا شود.


بلا در کمین نزول نشسته و ابر های سیاه از همه سو بر آسمان تنگ آمده اند و فرشتگان مات و مبهوت در انتظار کلام (( کن )) بی قراری می کنند. (( و اذا قضی امرا فانما یقول له کن فیکن)). کاش حق بی حجاب جلوه می کرد تا این فرومایگان پست می دیدند شب سیاه دلشان چه می کند و چه جهنمی در قلبشان می جوشد و می خروشد و چه گردابی آنها را به هلاکت می کشاند.


 دهر خجل شد و اگر صبر خیمه بر آفاق نزده بود آسمان انشقاق می یافت و و سوز دل زمین، دریاها را می خشکاند. خورشید چهره از شرم پوشاند، امید داشتم قیامت برپا شود، اما خورشید در قوس نزول افتاد و خدا باز هم صبوری کرد...


11 سپتامبر، تروریسم، برج های دوقلوی منهتن... همگی بهانه هایی است که بوزینگان از آن بالا و پایین می روند در توجیح رذالت های خویش و کتاب خدا را آتش بزنند..!

آنجا تجلی کده ی (( اتجعل فیها من یفسد فیها و یسفک الدماء ))  است!

شرم باد شما را ای شوربختان، نیک بنگرید که چه میکنید، چگونه است که سینه هایتان نمی شکافد و قلب هایتان تاب این همه خباثت را می آورد.


اما سخنی خودمانی با یک میلیارد مسلمان. با هرکدام جدا جدا...

چه سریست در اینکه آرای اهل کفر متشتت است اما ملت واحدی دارند؟
آنها را یکایک هرگز جرات نیست اما چون با هم شوند و جسور تهی مغزی چون صهیونیسم میاندار شود بیا و ببین که چه میکنند...


می دانی و میدانم که سوزاندن قرآن نه ابتدای کار است نه انتها. حتی قرآن هدف هم نبود.
قرآن می سوزانند تا خشم من و تورا ببینند تا طرح ریزی کنند تخریب بیت المقدس را. اعتقاداتمان را به کل!


یادت می آید وقتی حکم مهدورالدمی سلمان رشدی ملعون را بر گردنش آویختند رگ گردنمان کلفت شد؟
همه برایش وضو گرفتند. حتی امام (ره).

جدیتمان را که دیدند سالها طول کشید تا دوباره جسارت کنند و کاریکاتور پیغمبر (ص) بکشند !
کاریکاتور هم کشیدند. آن وقت چه کردیم؟

شیرینی دانمارکی را ذبح اسلامی کردیم و به نام گل محمدی دهن خلق الله را شیرین کردیم!!!

همین؟!
شب بود. رگ گردنتان را ندیدم!


نه عجب که خیلی زود قرآنمان را هم بسوزانند!

من. تو. یک میلیارد و اندی مسلمان...


دل خوش به نمازی قراب وار که میگذرد و میگذرانیم.
اگر مرد میدان صداقت بودیم، جسوری پیدا می شد تا در این عشرتکده غفلت گستاخی کند؟!

 این انتهای کار نیست. نیک تر ببین...


اگر تمام بشریت هم برای خدا قد علم کند، ساحت، ساحت ((انی اعظکم بواحده)) است.
وظیفه ی من و تو چیز دیگریست

 

 

 

 

 

منبع : gardreyl.blogfa.com

/ 0 نظر / 7 بازدید