گزیده خاطرات خواندنی آقای هاشمی رفسنجانی

گزیده خاطرات خواندنی آقای هاشمی رفسنجانی

بعد از انتشار کتابهای خاطرات آقای هاشمی، آقای سلیمی­نمین تحلیل خوبی بر روی آنها انجام داده است


 

سیدحسن خمینی و مهدی هاشمی در کاخهای با شکوه

بعد از انتشار کتابهای خاطرات آقای هاشمی، آقای سلیمی­نمین تحلیل خوبی بر روی آنها انجام داده است(+،+) که واقعا هوش سیاسی ایشان را تحسین می کنم. ولی به نظر من بعضی قسمتهای خاطرات آقای هاشمی به قدری لخت و عریان است که احتیاج به تحلیل و تفسیر ندارد. بعضی از آنها را بدون تغییر در ادامه آورده ام. البته ابتدا یک خلاصه نوشتم برای کسانی که حوصله خواندن تمام مطالب را ندارند.

خدمات شرکت پسته (پسر عمو) به کشور

کفن­پوشی یاسر در پشت جبهه ها

نگرانی مسیح مهاجری و علیرضا بهشتی از اینکه روزنامه را از آنها بگیرند

قذافی گله داشت چرا این همه از ما موشک گرفتید هنوز یک موشک هم به عربستان پرتاب نکردید.

تمجید از کاخهای با شکوه دولت چین و ژاپن که از حکومتهای قبلی بوده و آنها را بازسازی کرده اند.

نعریف از غذاهای و گوشت لذیذ در کاخ چین

حسن خمینی در کنار مهدی و یاسر در کاخهای چین

نگرانی الویری بخاطر تخلفاتی که در بودجه مرتکب شده بود و امکان تعقیب قانونی

آقای حجتی کرمانی پست می خواست به محمد سپردم که در صدا و سیما کاری به او دهد.

محسن رضایی ناراحت بود که چرا آقای خامنه ای راجع به تغییر فرمانده سپاه صحبت کرده

داوری بین آقای خامنه ای و موسوی برایم سخت است...

نتیجه حکمیت؛ هم آقای خامنه­ای ناراضی بود و هم موسوی ولی بیشتر طرف موسوی را گرفته بودیم.

بدرفتاری دفتر تحکیم وحدت

ناراحتی آقای غرضی که از وزارت نفت کنار گذاشته شده بود.

اعتصاب کارگران علیه غرضی

تندی و سختگیری های قدرت ا... علیخانی (کمیته قزوین)

کارچاق­کنی جاسبی برای دو شرکت کفش ملی و حواسازی جاسب

r  جمعه 27 اردیبهشت 1364: ... عصر احمدآقا- عموزاده- آمد و برای تاسیس دفتر شرکت تعاونی پسته رفسنجان در کشورهای جنوب خلیج‌فارس و معامله ارز با صنایع سنگین و افتتاح مرکزی در اروپا مشورت کرد. این شرکت تعاونی که ده‌ها هزار کشاورز خرده پا عضو آن هستند، توانسته در حمایت از کشاورزان و تأمین ارز برای کشور، خدمات خوبی نماید.

r   دوشنبه 23 اردیبهشت 1364: تمام روز در منزل بودم... عصر آقایان [مسیح] مهاجری و [علیرضا] بهشتی آمدند و راجع به حزب و روزنامه [جمهوری اسلامی] صحبت کردیم. نگرانند که در کنگره حزب، تصمیمی بر خلاف میل آنان درباره روزنامه بگیرند.(ص96)

r    جمعه 24 خرداد 1364: عفت و مهدی و فاطی عازم راهپیمائی بودند و یاسر کفن‌پوش شرکت کرد.(ص129)

جمعه 31 خرداد 1364 آقای قذافی از سفر سعودالفیصل وزیر خارجه عربستان بدون اطلاع لیبی به ایران گله کرد و از اینکه تاکنون یک موشک به عربستان نزده‌ایم، گله‌مند بود و گفت ما بیشتر انتظار داشتیم که به عربستان موشک بزنید.(صص140-134)

r  پنجشنبه 6 تیر 1364: ساعت هشت بامداد هواپیما در فرودگاه پکن به زمین نشست. استقبال مختصری شد و استقبال رسمی، عصر در میدان عظیم [تین آن من] صلح آسمانی انجام می‌شود. ما را به کاخ مهمانسرای دولتی بردند که برای رؤسای کشورها اختصاص دارد و باغ بزرگی است که از زمان امپراطوری چین مانده است، با 15 ساختمان جداگانه. ما را در دو ساختمان سکونت دادند.(ص153)

r  در کاخ کنگره خلق که سالن‌های عظیم متعدد دارد، حدود دو ساعت درباره زمینه‌های همکاری دو کشور و نقاط اشتراک دوجانبه و بین‌المللی مذاکره کردیم و خیلی خوب برگزار شد. نخست‌وزیر چین در کاخ کنگره، به هیأت ما شام داد... شام خیلی مفصل و متنوع بود. گوشتها با ذبح اسلامی تهیه شده بود. خودشان می‌گویند 14 میلیون مسلمان در چین زندگی می‌کنند و ده درصد اعضای کنگره مسلمانند و معاون کنگره هم مردی مسلمان به نام «سیف‌الدین» است.(صص156-155)

r  شنبه 8 تیر 1364: ...برای دیدن «شهر ممنوعه» مجموعه کاخهای امپراطوری سابق چین- که اسکلت آنها از چوب است- رفتیم و گفتند مجموعاً مساحت آن هفتاد هکتار و تعداد اتاقها 9 هزار است و توضیحاتی هم دادند... سپس یک مصاحبه مطبوعاتی در همان کاخ کنگره خلق برگزار شد.

r  دوشنبه 10 تیر 1364: ....به کاخ آکاساکا رفتیم. حدود بیست نفر از همراهان را اینجا پذیرفتند و بقیه در هتل پذیرائی می‌شوند. یک ساعت با نخست‌وزیر ژاپن و همراهانش با جمعی از همراهان من مذاکره کردیم و درباره روابط اقتصادی و سیاسی و جنگ و تروریسم و افغانستان و اسرائیل و آمریکا هم حرف زدیم. برای ضیافت مشترک دو مجلس به سالن پذیرائی پارلمان رفتیم. شام سلف‌سرویس و ایستاده صرف شد و ضمن شام خوردن با نمایندگان و رؤسای مجلس مذاکره کردیم. معاون پارلمان خانمی بود که روزنامه‌ها نوشته بودند من اجازه شرکت ایشان را در جلسه را نمی‌دهم؛ مخصوصاً با او حرف زدم که رفع شیطنت شود.(ص165)

(در سفر به چین در کاخهای پذیرایی؛

r  چهارشنبه 12 تیر 1364: مهدی را بیدار کردم که صبحانه بخورد و با بچه‌ها دنبال کارش برود. حسن فرزند احمدآقا هم مثل بچه‌های من- یاسر و مهدی- همراه ما بود. (ص173)

r  یکشنبه 20 مرداد 1364: .. آقای [مرتضی] الویری آمد و برای توجیه تغییراتی که در عبارات لایحه بودجه پیش آمده نگران است که مورد تعقیب قرار گیرند. اتفاقاً نامه‌ای از دفتر رئیس‌جمهور در مواخذه آن رسید.(ص217)

r  سه‌شنبه 29 مرداد 1364: ... آقای [عبدالله] جاسبی آمد و راجع به توسعه دانشگاه آزاد... شرایط گزینش ورود به دوره تخصص پزشکی و کاردانی بحث شد. قرار شد در مورد اول به واجدین شرایط اخلاقی اولویت بدهیم.

r  پنجشنبه 21 شهریور 1364: ...آقای محسن رضایی، از اینکه آیت‌الله خامنه‌ای با بعضی از فرماندهان سپاه در مورد تعویض فرمانده سپاه صحبت کرده‌اند، تلفنی گله کرد.

r  پنجشنبه 11 مهر 1364: ... شب با آقای خامنه‌ای مذاکره داشتیم. ایشان گفت که در ملاقات امروز با امام، دستور داده‌اند در صورتی که بر سر وزرا با آقای [میرحسین] موسوی به توافق نرسند، رأی دو نفر از سه نفر، من و احمدآقا و آقای [موسوی] اردبیلی حاکم باشد. الحمدالله مشکل هیأت دولت حل شد، ولی این داوری برای من مشکل است.(ص271)

r  چهارشنبه 1 آبان 1364: ... هیأت اعزامی از سوی [سران] سه قوه به قزوین برای بررسی اختلافات آقای [قدرت‌الله] علیخانی و مردم شال [از توابع قزوین] آمدند. گزارشی که آوردند،‌ بیشتر به نفع آقای علیخانی بود؛ گرچه پیشنهاد تعویض ایشان را هم به خاطر تندی‌ها دادند.(ص297) (آن موقع علیخانی رییس کمیته بود) (توضیح آخر از خودم)

r  بالاخره در مورد بقیه وزرا هم تصمیم گرفتیم و صورتجلسه‌ای تهیه کردیم و برای رئیس‌جمهور و نخست‌وزیر فرستادیم. ترکیب جوری است که هر دو طرف را ناراضی نگه می‌دارد. نه خواسته‌های نخست‌وزیر و طرفدارانش به طور کامل تأمین است و نه خواسته‌های رئیس‌جمهور و همفکرانش؛ گرچه بیشتر در جهت خواست نخست‌وزیر است.(ص297)

r  دوشنبه 22 مهر 1364: . آقای غرضی آمد و از اینکه آقای [میرحسین] موسوی مایل نیست ایشان را در سمت وزارت نفت نگه دارد گله داشت.(ص285)

r  یکشنبه 23 تیر 1364: ...آقای [موسوی] خوئینی‌ها اطلاع داد که در آغاجاری عده‌ای از کارگران شرکت نفت به سیاست وزارت نفت معترضند و اعتصاب کرده‌اند. با خبرگان استان خوزستان در این خصوص مشورت شد، حق را به کارگران دادند و گفتند آقای غرضی وزیر نفت به حرفهای حق آنها توجه نمی‌کند.

r  جمعه 1 آذر 1364: ... گروهی از اعضای انجمن‌های اسلامی دانشجویان آمدند. از بدرفتاری دفتر تحکیم وحدت گله داشتند و از من کمک خواستند

r    پنجشنبه 21 آذر 1364: ...آقای مهندس روحانی مدیر عامل شرکت متروی تهران آمد. نیازها را گفت و همکاری وزیر کشور را خواست. r  شنبه 23 آذر 1364: با [آقای محمدنبی حبیبی] شهردار تهران و [آقای محتشمی‌پور] وزیر کشور در مورد فعال‌تر کردن کار متروی تهران صحبت کردم.

r  شنبه 30 آذر 1364: به زیارت امام رفتم...امام فرمودند به نمایندگان موافق دولت بگویم از حربه‌ای که به دستشان آمده در مورد مخالفت با نظر امام علیه مخالفان دولت استفاده نکنند (یعنی 99 نماینده­ای که به میرحسین رای نداده بودند.)

r  پنجشنبه 19 دی 1364: ...آقای علی حجتی [کرمانی] آمد. تذکراتی داشت و خواهان کار بود. به اخوی محمد گفتم در صداوسیما کار کنند.(ص377)

 r  چهارشنبه 9 بهمن 1364... برای شرکت در جلسه چهارشنبه شب سران قوا در حضور آیت‌الله منتظری به طرف قم حرکت کردیم. همگی آمدند و بیشتر به مطالب آقای منتظری گوش دادیم. ایشان انتقادات و پیشنهادهایی درباره وضع توزیع و اقتصاد به طور کلی و عملکرد قوه قضائیه و جنگ داشتند که مخلوطی از مطالب درست و نادرست است.

r  دوشنبه 12 اسفند 1364: ...با [آقای هانس اشترکن] دبیر کل اتحادیه بین‌المجالس و رئیس کمیسیون خارجه مجلس آلمان ملاقات داشتم. تقاضای ملاقات خصوصی کرد. گفت معتقد است که ایران بالاخره صدام را شکست می‌دهد و گفت غرب نگران وضع ترکیه و [عربستان] سعودی، بعد از پیروزی ایران است و همچنین نمی‌داند شما در عراق چه برنامه‌ای دارید. گفتم ما چیزی بر مردم عراق تحمیل نمی‌کنیم. انتخاب با خودشان است. حاضریم درباره آینده عراق با ترکیه و عربستان مذاکره کنیم.(ص437)

r  یکشنبه 18 اسفند 1364: .. آقای [سعید] رجایی خراسانی نماینده ایران در سازمان ملل آمد. گفت که آمریکایی‌ها برای اصلاح روابط زیاد مراجعه می‌کنند. گفتم امیدوارشان کند. سفیر آمریکا در واتیکان با ایشان دو بار در این خصوص تماس گرفته است.(ص442)  (این کار بدون اطلاع امام خمینی انجام می­شد که نهایتا منجر به موضوع مک فارلین شد) خودم.

r  سه‌شنبه 20 اسفند 1364: .. عصر در [جلسه] شورای انقلاب فرهنگی شرکت کردم. در شرایط گزینش دانشجویان دوره فوق لیسانس اصلاحاتی در جهت سخت‌گیری انجام شد.

دو خاطره هم از سال 63 فقط به افتخار حسن روزی­طلب(!)- (به سوی سرنوشت، کارنامه و خاطرات هاشمی‌رفسنجانی):

1- آقای جاسبی برای حل مشکل وام شرکتی (کفش ملی)، ترتیب ملاقات مسئولان آن را با ریاست مجلس داده است تا از قِبل آن به منافعی نایل آید. (ص365)

2-  2 اسفند 1363«اتحادیه حلواسازان اهل جاسب، همراه با  آقای جاسبی آمدند پول برای کمک به جبهه‌ها و دانشگاه آزاد اسلامی آوردند و برای گرفتن اجازه ورود کنجد برای حلواسازی کمک خواستند.» (ص515

 

 

منبع : iranpolitics.blogfa.com




:: برچسب‌ها: خاطره اقای رفسنجانی, تاب خاطرات اقای رفسنجانی, اقای هاشمی رفسنجانی

نویسنده : نسرین رنجبری
تاریخ : ۱۳۸٩/٢/٢٩