دوستى دختر و پسر در دانشگاهها

دوستى دختر و پسر در دانشگاهها

1. آیا صرف دوست داشتن دختر و پسر آن‏ها را محرم مى‏کند؟


مدت‏ها است این مسأله فکرم را مشغول کرده است که با جامعه‏اى که هر روز را در آن به شب مى‏رسانم، چه کنم. اتفاقاتى که در دانشگاه مى‏افتد و روابط پسرها و دخترها که بسیارى از اوقات زشت و ناپسند است، ناشى از بى‏فرهنگى است یا بى‏ایمانى؟ نمى‏دانم ناشى از چیست؛ ولى در جامعه ما که اسلامى است، واقعاً غیر قابل تحمل است و عرف جامعه سنتى ما چنین حرکات و روابطى را نمى‏پسندد. خودشان استدلال مى‏کنند در اسلام گفته شده است دو نفر که یکدیگر را دوست داشته باشند به هم محرمند. بااین استدلال بدون هیچ گونه عقد رسمى یا صیغه با هم قدم مى‏زنند و یا حتى گاهى اوقات، به قول خودشان براى شناخت بیش‏تر، بدون اطلاع خانواده‏ها در خلوت باهم صحبت مى‏کنند. آیا در احکام دینى چنین چیزى وجود دارد؟ به نظر شما، وظیفه ما در این موقعیت چیست و چه باید بکنیم؟
گاهى اوقات فکر مى‏کنم کاش در دانشگاه‏ها دخترها و پسرها را جدا مى‏کردند؛ ولى باز با خودم مى‏گویم آن وقت این اتفاقات در پنهان مى‏افتاد و شاید بدتر از این مى‏شد. واقعاً علت چیست و چه باید کرد؟
دوست دارم به این گونه افراد گفته شود فکر نکنند شجاعت به خرج مى‏دهند و در جلوى چشم‏هاى نامحرمان و پسرهاى دیگر با یکدیگر قدم مى‏زنند یا دست مى‏دهند و یا شانه به شانه راه مى‏روند. م.ا/ریاضى محض محقق اردبیلى

توجه شما دانشجوى گرامى به مسائل فرهنگى و اجتماعى جامعه، به خصوص لزوم رعایت ارزش‏ها و هنجارهاى دینى و اخلاقى در محیط دانشگاه و احساس مسؤولیت‏تان در برابر برخى نابهنجارى‏ها، قابل تقدیر و تحسین است. در این نامه سه پرسش اصلى به چشم مى‏خورد:
1. آیا صرف دوست داشتن دختر و پسر آن‏ها را محرم مى‏کند؟
2. روابط ناپسند دختر و پسر در دانشگاه‏ها ناشى از چیست و چرا گسترش یافته است؟
3. وظیفه و مسؤولیت ما در این موقعیت چیست و چه باید کرد؟

در پاسخ سؤال اول باید یاد آور شد آنچه سبب ایجاد پیوند زناشویى مى‏شود، خواندن صیغه عقد از سوى زن و مرد یا وکلاى آن‏ها و با اجازه اولیاى آن‏ها و حفظ شرایط آن است؛ در غیر این صورت، سببى براى ایجاد زوجیت و محرمیت زناشویى وجود ندارد. صرف دوست داشتن متقابل دو نفر، مجوزى براى محرم شدن آن‏ها نیست. معمولاً دوستى‏هاى قبل از ازدواج براى کامیابى‏هاى جنسى و در اثر غلبه شهوات صورت مى‏گیرد؛ نخستین چیزى که در این گونه روابط از دست مى‏رود گوهر ارزشمند عفاف و پاکى است و باید از چنین روابطى که بدون هیچ‏گونه عقد رسمى یا صیغه و بدون اطلاع خانواده‏ها به بهانه شناخت بیش‏تر صورت مى‏گیرد، جداً پرهیز کرد. بنابراین، پاسخ سؤال اول منفى است.

در پاسخ به سؤال دوم به عواملى چند مى‏توان اشاره کرد:
1. عدم ارضاى صحیح غریزه جنسى
بى‏تردید ایام جوانى، ایام بیدارى غریزه جنسى و گرایش به جنس مخالف است. در این ایام شوق جنسى و احساسات بر روان آدمى سایه مى‏افکند؛ ناخودآگاه رفتار، سخن و نگاه جوان را تحت تأثیر قرار مى‏دهد و سبب تحریک پذیرى وى در برخورد با جنس مخالف مى‏شود. طبیعى است این نیاز درونى باید به طور صحیح و مطلوب ارضا و تأمین شود. راه قابل قبول آن نیز ازدواج است؛ ولى متأسفانه به دلایل مختلف فرهنگى، اجتماعى و اقتصادى - نظیر بالا رفتن سطح انتظارت و توقعات خانواده‏ها و توجه به برخى تشریفات غیر لازم، معضل اشتغال و آینده شغلى جوانان، ادامه تحصیل آن‏ها و عدم وجود امکانات و شرایط مالى مناسب برخى خانواده‏ها - سن ازدواج دختران و پسران افزایش یافته و در نتیجه ارضا و تأمین عاقلانه و صحیح این غریزه سرکش، به خصوص در دوران جوانى، به انحراف کشیده شده است. بنابراین، این گونه رفتارهاى نابهنجار در جامعه دینى و سنتى ما روبه فزونى است و اگر نگوییم به یک بحران اجتماعى تبدیل شده دست کم مى‏توان آن را یک معضل اجتماعى نامید. متأسفانه نظام اجتماعى ما تا کنون نتوانسته با فراهم کردن زمینه ازدواج جوانان از گسترش این رفتارهاى نادرست پیشگیرى کند.

2. احساس نیاز به محبت
در این سنین جوانان خواهان روابط دوستانه و هم سخن شدن با یکدیگرند. اریکسون، یکى از روان‏شناسان غرب، مى‏گوید: جوان در این مرحله مى‏خواهد روابط دوستانه نزدیکى با دیگران پیدا کند؛ ارزشمندترین و مهم‏ترین هستى و دارایى‏اش را به فردى دیگر هدیه دهد؛ در پى یافتن هویتى جدید است و گمان مى‏کند خانواده و والدینش نمى‏توانند از وى حمایت کنند. بنابراین، اگر این نیاز در محیط خانوادگى به خوبى تأمین نشود یا لطمه بیند و مخدوش شود، نیاز به محبت و ابراز محبت و برقرارى ارتباط دوستانه‏اش دچار اختلاف خواهد شد؛ به عبارت دیگر، دختر و پسرى که عواطف و احساساتشان در درون خانواده ارضا نشود و در جمع خانوادگى احساس غربت و تنهایى کنند، در فضاى باز و آزاد جامعه طعمه افراد فرصت طلب و سودجو مى‏شوند؛ به راحتى در دام افراد شیاد مى‏افتند یا حداقل میل متقابل آن‏ها و جنس مخالف سبب مى‏شود آن‏ها به بهانه‏هاى مختلف از قبیل آشنایى براى ازدواج و تبادل نظر درباره مسائل علمى و درسى آگاهانه یا ناخودآگاه در جهت تأمین و ارضاى این نیازشان گام بردارند؛ البته با روشى غلط و غیر قابل قبول که مشاهده‏اش شما را مى‏رنجاند.

3. الگو گرفتن از منابع غیر خودى‏
متأسفانه بخش قابل توجهى از جوانان ما ارزش‏ها و هنجارهاى اجتماعى خود را از محیطهاى غیر خودى و غیر اصیل جوامع دیگر مى‏گیرند. بى‏تردید گسترش ارتباطات اجتماعى و توسعه آن و نیز گسترش و توسعه تکنولوژى و وسائل ارتباط جمعى و «پدیده جهانى شدن در همه عرصه‏هاى فرهنگى، اجتماعى، سیاسى و...» در این خودباختگى و روى آوردن به فرهنگ بیگانه نقش اساسى دارد. این امور سبب مى‏شود جوانان فرهنگ‏ها و ارزش‏هاى دیگر جوامع را الگو قرار دهند و به گمان این که این گونه روابط عامل رشد و نشانه کمال و جرأت و وسیله ابراز شخصیت است، به آن روى آورند. در این میان، مسأله رقابت جوانان و به رخ کشیدن خود براى همسالان نقشى عمده ایفا مى‏کند. برخى براى این که در جمع دوستان مورد تحسین قرار گیرند و یا دست کم بى‏عرضه و بى‏جرأت خوانده نشوند، به دنبال دوست پسر یا دوست دختر مى‏گردند و با آن که به خوبى از عواقب سوء این کارها آگاهند، از آن دست نمى‏کشند.

اما در پاسخ به سؤال سوم شما و این که در وضعیت حاضر، در برابر چنین معضل اجتماعى چه باید کرد؟ به نظر مى‏رسد باید متناسب باعلل به وجود آورنده و عوامل گسترش دهنده این مشکل اقداماتى درخور انجام داد. بخشى از اقدامات سودمند در این مسأله عبارت است از:

الف) ارضاى صحیح و مشروع این غریزه معقول‏ترین راه براى نجات یافتن از این گونه رفتارهاى نابهنجار یا کج‏روانه است.
ویل دورانت، دانشمند معروف مغرب زمین، درباره ازدواج مى‏نویسد: اگر راهى پیدا شود که ازدواج در سال‏هاى طبیعى انجام گیرد، بیمارى‏هاى روانى و انحرافات جنسى که زندگى را لکه دار کرده است تا نصف تقلیل خواهد یافت. شاید به همین جهت است که در آموزه‏هاى دینى‏مان تسریع در ازدواج فرزندان و جوانان مورد تأکید قرار گرفته است. این دستورها و تشویق‏ها گویاى آن است که مى‏توان با ازدواج از بسیارى انحرافات اخلاقى و جنسى و روابط ناسالم و غیر مشروع دو جنس پیشگیرى کرد.
البته این موضوع به تلاش همگانى خانواده‏ها و مسؤولان و اصلاح نگرش‏ها و آداب و رسوم نادرست و فراهم کردن تسهیلات و امکانات ازدواج بستگى دارد و همه افراد، خانواده‏ها و حکومت وظیفه دارند در مسیر تحقق مقدمات ازدواج جوانان بکوشند.

ب) تحکیم روابط خانوادگى و ایجاد فضاى عاطفى مثبت بین والدین و فرزندان و افزایش رابطه صمیمانه و نزدیک بین اعضاى خانواده عامل پیشگیرانه دیگرى است که مى‏تواند در ایجاد احساس امنیت و آرامش و تأمین نیاز عاطفى نقش مؤثرى داشته باشد. زیرا وقتى جوانان در خانه با محبت و توجه کافى روبه‏رو نشوند، این محبت و رابطه عاطفى را در بیرون خانه جست و جو مى‏کنند و متناسب با دوران بلوغ و اوجگیرى احساسات غریزى، رابطه خود را با جنس مخالف توسعه مى‏دهند. بنابراین، نیاز به محبت در دوره جوانى را باید با گسترش روابط عاطفى خانوادگى و نیز گسترش رابطه صمیمانه و دوستانه بین همسالان هم جنس تأمین کرد و بإ؛ئئ یافتن دوستان مناسب و ایجاد ارتباطات گرم و عاطفى و انجام برخى فعالیت‏هاى دسته جمعى به این نیاز درونى پاسخ مثبت داد.

ج) خود کنترلى‏
خود کنترلى مى‏تواند جوانان جویاى رشد و کمال و عفت و پاکى همچون شما را در این فضاى آلوده حفظ کند. با کنترل چشم، گوش و دیگر حواس و نیز کنترل افکارى که در این زمینه شکل مى‏گیرد، مى‏توان از تأثیر گذارى روابط ناسالم دیگران تا حدود زیادى جلوگیرى کرد. مطمئناً هر چه بیش‏تر ذهن و حواس خود را در این زمینه مشغول سازیم، بیش‏تر تأثیرپذیر خواهیم بود. پس بهتراست اوقات فراغت خودرا با برنامه‏ریزى صحیح پرکنید و با پرهیز از بیکارى و تنهایى و توجه به این صحنه‏ها، به وظیفه اصلى و مهم دوران دانشجویى که همان تحصیل علم است، بپردازید.

در پایان باید یادآور شد، برخى از عزیزان و جوانان از اشتباه بودن یا عدم مشروعیت بعضى ارتباطهاى خود آگاهى ندارند. برخورد روشنگرانه و با عاطفه ما مى‏تواند به اصلاح و تغییر رفتار آن‏ها انجامد. قطعاً حسن سلوک و رفتار شما در بیان این موضوع به آن‏ها نقشى تعیین کننده دارد.
کتاب، «جوانان و روابط»، نوشته ابوالقاسم مقیمى حاجى از انتشارات مرکز مطالعات و پژوهش‏هاى فرهنگى حوزه علمیه قم مى‏تواند را هنماى خوبى در این زمینه باشد. کتاب دیگرى که در این زمینه سودمند مى‏نماید، «تحلیل تربیتى بر روابط دختر و پسر در ایران»، نوشته على اصغر احمدى است که به وسیله سازمان انجمن اولیا و مربیان منتشر شده است.

منبع: ماهنامه پرسمان اردیبهشت 1382




:: برچسب‌ها:

نویسنده : نسرین رنجبری
تاریخ : ۱۳۸٩/۱/٢۱